عجایب خلقت

عجایب زبان در جانوران

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام این وبلاگ واسه ی آدم های باحالی مثل شماست پس با دقت به مطالبی که اینجاست نگاه کنید

عجايب زبان در جانوران - شگفتى هاى آفرينش

آيـا فـكر مى كنيد بتوانيد از زبانتان براى پاك كردن چشم

 هايتان كمك بگيريد، يا زبان خود را لوله كرده و وارد لانه

مورچه ها كنيد؟
آيـا بـا تـكـان دادن زبـانـتـان در هوا مى توانيد بوى محيط

خود را استشمام كنيد؟ آيا قادر هستيد زبان خود را مثل

نى آشاميدنى، لوله كنيد و توسط آن شيره موجود در گلها

را بمكيد؟ حتما ولى تعجب نكنيد. البته كه شما قادر به انجام

 هيچ كدام از اين كارها نيستيد، اما بعضى از حيوانات، پـرنـدگـان

 و حشرات اين كارها را با زبان خود انجام مى دهند. اين موجودات

 از زبان خود براى جـمـع آورى غـذا، گـول زدن شـكار، نظافت

شخصى و يا دفاع در برابر دشمنانشان استفاده مى كـنـنـد.

در طـول تـاريـخ، زبـان ايـن مـوجـودات مـتـنـاسـب بـا نـيـازهـايـشـان

 تكامل يافته و شكل گرفته است.
((اوكايى)) جانور پستاندارى شبيه زرافه، ولى با گردنى كوتاه

است. اين حيوان از زبان بـلند و زبر خود براى نظافت شخصى

كمك مى گيرد. او قادر است آن قدر زبانش را بكشد تا به چشمش

 برسد و با آن غبار چشمانش را بزدايد. او همچنين با كمك زبان

 خود برگهاى درختان را بـراى تـغـذيه اش مى چيند. بدين

ترتيب كه زبانش را دور شاخه هاى پر برگ مى پيچد و با

كشيدن زبان، برگ هاى درختان جدا شده ووارددهان اومى شود.


مورچه خوار پستاندارى است كه از مورچه و موريانه تغذيه مى كند.

 او ابتدا با چنگالهاى تيز خـود قـسـمـت بـالاى لانـه مـوريانه ها

و مورچه ها را خراب مى كند. سپس در حالى كه حشرات به

 اطـراف فـرار مـى كـنـنـد، مورچه خوار با زبان چسبناك خود آنان

 را مى ليسد و به دهان خود مى بـرد، امـا اگـر مـورچـه هـا زرنـگـى

 بـه خـرج دهـنـد و بـه داخل دالانهاى زير زمينى خود بگريزند كلك

ديگرى مى زند! او زبان شصت و پنج سانتى مترى خود، را به دنبال

آنان به داخل اين دالان ها مى فرستد و مورچه هاى بيچاره را شكار

 مى كند.
گـربـه، پـسـتـانـدار ديـگـرى اسـت كه از زبان خود استفاده هاى

متعددى مى كند. زبان او داراى پـرزهـاى زيـادى اسـت. ايـن پرزهاى

 كوچك بر روى زبان گربه موجب مى شوند زمانى كه او پـوسـت

شما را مى ليسد، احساس كنيد كه زبان زبرى دارد. جهتِ خوابِ

 پرزهاىِ زبانِ گربه، از سـمـت نـوك زبـان بـه طـرف گـلوسـت. ايـن

 پـرزهـا به گربه كمك مى كنند كه به وسيله ليـسـيـدن، آب

بـيـاشـامـنـد پـرزهـاى فـوق هـمـچـنـيـن مـانـنـد دنـدانـه هـاى

شـانـه در گـربـه عمل مى كنند، به اين ترتيب كه او با ليسيدن

 موهاى بدن خود، آنها را مرتب مى كند.


عـلاوه بـر مـوجوداتى كه ذكر شد، وزغ، قورباغه و تعداد ديگرى

از خزندگان نيز غذاى خود را بـه كـمـك زبـانـشـان بـه دسـت

مـى آورند. و آنها زبان خود را با سرعت زياد به سمت شكار

پـرتاب مى كنند و به علت بزاق چسبناكى كه روى زبان خود دارند،

 حشرات به زبانشان مى جسبند و شكار مى شوند.

در گـروه خـزنـدگـان، مـارهاى زنگى از زبان خود مار زنگى براى

 حس كردن بوى شكار خود، زبـانش را از دهان خارج كرده و در

فضا به حركت در مى آورد. سپس شكار را نيش مى زند تا با

وارد كردن زهر به بدن او، حيوان را بكشد. ولى حيوان گزيده شده

فورا نمى ميرد. او سعى مى كـنـد كـه فرار كند و در اين موقع

است كه مار زنگى از زبان خود براى به دام انداختن شكارش كـمك

مى گيرد. او زبان چنگال مانند خود را براى استشمام بوى شكار

از دهان خارج مى كند و در هـوا تـكـان مـى دهـد؛ سـپس فورا

آن را به داخل دهان برمى گرداند و توسط دو سوراخى كه در

سـقـف دهـانـش قـرار دارد، نـوك زبـان را حـس مـى كـنـد. ايـن

دو سـوراخ هـمـانـنـد يـك بـيـنـى عمل مى كنند و با ارسال پيامهاى

 دريافتى خود از زبان به مغز موجب مى گردند كه مغز جانور، شكار

 را شناسايى كند.
سـوسـمـار زبـان آبى ـ از گونه سوسمارهاى شن زى ـ نيز نوعى

 خزنده است كه هنگام احساس خـطـر، زبـان خـود را از دهـان

خـارج مـى كـنـد. ايـن خـزنـده عـظـيـم الجـثـه بـا ايـن عـكـس العمل

 به دشمنان خود و سوسمارهاى ديگر نشان مى دهد كه آماده

 دفاع از خود مى باشد.

جـِكـو، نـوعـى مـارمـولك خـانـگـى در كـشورهاى گرمسير، از زبان

 خود به عنوان برف پاك كن استفاده مى كند. اين جانور براى ديد

بهتر داراى پلكهاى ويژه اى است كه اين پلك ها را با كمك زبان

خود همانند برف پاك كن اتومبيل پاك مى كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:28  توسط maral&somaye  | 

نوزادان دو سر

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام این وبلاگ واسه ی آدم های باحالی مثل شماست پس با دقت به مطالبی که اینجاست نگاه کنید

 

در یازدهم مارس 2008، نوزاد دختری با دو صورت کامل در 50 کیلومتری شرق دهلی به دنیا آمد.

به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) به نقل از اسوشیتدپرس، این نوزاد که در یکی از روستاهای شمال هند متولد شده، دارای دو صورت، دو بینی، دو جفت چشم و دو جفت گونه است.

به اعتقاد مردم این منطقه، این نوزاد صورت تناسخ یافته‌ای

از الهه هندو بوده و در حال حاضر مورد ستایش اهالی است 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:5  توسط maral&somaye  | 

زشت ترین سگ

زشت ترین سگ جهان که تابستان امسال جشن تاجگذاری آن برگزار شده بود بر اثر سرطان ، مرد.
«گاس» در آیین انتخاب زشت ترین سگ جهان که تابستان امسال در «مارین سونومانی» بخش «فی یر» آمریکا برگزار شده بود برنده شد. 


سگ کچل ، سه پا و یک چشم داشت و مردی به نام «جینن تید» این حیوان را در «پترزبرگ» از یک مغازه دار خریده بود.«گاس» در این رقابت برنده شد ۵۰۰ دلار جایزه نقدی گرفت و برای آن ، جشن تاجگذاری بر پا کردند.
همچنین «جینن تید» اعلام کرده بود جایزه «گاس» را خرج درمان این حیوان بیمار خواهد کرد.با این وجود تلاش دامپزشکان ، بی نتیجه ماند و دیروز زشت ترین سگ دنیا تسلیم سرطان شد.گزارش ایسکانیوز می افزاید،گاس یک چشم خود را در جنگ با گربه از دست داده بود و پایش را هم به خاطر تومور بریده بودند.
سال گذشته میلادی نیز یک حیوان سیاه و دو رگه به نام «الورد» زشت ترین سگ جهان شناخته شده بود.
این حیوان چهارساله ، مو ندارد و چشم های بیرون زده و زبان آویزان از دیگر ویژگی های «الورد» به شمار می آید. یک پرورش دهنده سگ ، با به دنیا آمدن این حیوان بدریخت می خواست آن را بکشد چون خیال می کرد کسی «الورد» را نمی خرد 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:1  توسط maral&somaye  | 

جن

تصویری را که در زیر مشاهده می کنید توسط عکاس و ژورنالیست ترک تبار علی مراد گوون در غاری نزدیکیه بریستول در انگلستان گرفته شده است. 

این عکس ها بارها از مجلات معتبر چاپ شده است. 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 12:1  توسط maral&somaye  | 

ساشی

دختر فقیری که به خاطر رشد غده سمی بزرگ زیر زبانش 9 سال تمام

 زجر کشیده تحت حمایت های ویژه وزارت بهداشت و درمان چین قرار دارد. 

«ساشی» در روستای نزدیک ایالت جیانگ شی به دنیا آمد و هنوز نوازد

 بود که پدر و مادرش متوجه زایده کوچکی زیر زبانش شدند اما توجهی نکردند.


زایده؛ روز به روز بزرگ تر می شد اما خانواده دختر بچه به خاطر فقر مالی

 نتوانست او را برای درمان پیش جراح ببرد.


«ساشی» به خاطر وضعیت بد چهره اش حتی نمی خواست با دوستانش

 بازی کند.او چندی پیش همراه پدرش با هزاران امید به بیمارستان گانژو

 (شرق ایالت جیانگ شی) رفت.پزشکان اعلام کردند زایده زیر زبان ساشی،

 یک غده سمی است و باید هر چه زودتر جدا شود.


پدر وقتی از هزینه بالای جراحی با خبر شد همه آرزوهایش را بر باد رفته

 دید و دخترش را به خانه برگرداند.


یک خبرنگار که با تماس پزشکان بیمارستان «گانژو» در جریان وضعیت

 بحرانی ساشی قرار گرفته مساله را به روزنامه ها کشید و بدین ترتیب

وزارت بهداشت و درمان چین پرداخت هزینه های درمان دختربیمار را بر

عهده گرفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:48  توسط maral&somaye  | 

دماغ پینوکیو

مرد ۸۰ ساله ترکیه ای با ۱۴ سانتی متر بینی، صاحب درازترین بینی دنیاست! این مرد اهل استان اردو در ترکیه محمت گل نام دارد و همسایگان او را با نام دده پینوکیو خطاب می کنند!! دده پینوکیو شکایت خاصی از بینی درازش ندارد و اقوامش هم می گویند به این مرد بینی دراز عادت کرده اند.

وی که تا کنون در مسابقات درازی بینی شرکت نکرده است گفته است: “افرادی که در این مسابقات برنده شده اند بینی شان بین ۸ تا ۹ سانتی متر طول دارد. اگر من شرکت می کردم قطعا برنده این مسابقات می شدم چرا که تاکنون درازتر از بینی خودم ندیده ام!”

سال گذشته شخص دیگری با نام محمت اوزیورک با بینی ای به درازی ۸/۸ سانتی متر اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:9  توسط maral&somaye  | 

انسان های عجیب

 

                    ((  انسان های عجیب الخلقه))

 

 

  

 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:8  توسط maral&somaye  | 

مرد درختی

اگر قدر سلامتی و زندگیتان را نمی دانید ، قدری به این عکس نگاه کنید.

این مرد اندونزیای به مرد درختی معروف است.

تمام سطح بدن این مرد با زگیل‌هایی به شکل گره‌های درختی پوشیده

شده است. اومعتقد است که شرایطش هر روز بدتر می‌شود و این در

حالیست که به دنبال شغل مناسب برای خود نیز می‌گردد.اویکبار در

بیمارستان بستری شده است. و حدود 6 کیلو گرم از این زگیل‌ها را

توسط متخصصین از خود جدا کرده است. ولی زگیل‌ها پس از

مدتی دوباره رشدنموده و این وضعیت ناهنجار را برایش ساخته‌اند .


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:1  توسط maral&somaye  | 

دختر حیوانی صفت

این تصویر تاشا ، دختر 19 ساله بریتانیایی است ، که با

رضایت کامل زندگی حیوانی را بر زندگی انسانی ترجیح داده است .


تاشا ، دانشجوی رشته فناوری موسیقی معتقد است ، حیوان خانگی

 نامزدش، «دنی گریوز» است، هرگز بدون قلاده با نامزدش از منزل

خارج نمی‌شود ، همواره به سبک بربرها لباس می‌پوشد و هیچگاه

آشپزی یا نظافت منز ل شان را نیز انجام نمی‌دهد.


براساس معاینات روان‌شناسان اورپایی ، تاشا از هیچگونه بیماری

روانی رنج نمی‌برد و در کمال صحت روحی و روانی به این انتخاب رسیده است. 


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 11:1  توسط maral&somaye  | 

پسر معجزه



 

                                                           ((پسر معجزه))

ماه فوریه سال گذشته “اکریت جاسوال” که او را پسر معجزه میخوانند در

برنامه تلویزیونی “اوپرا وینفری” آمریکا حضور یافت و او پس از تولد در سال

 ۱۹۹۳میلادی، همه را با صحنه‌‌های عجیبی روبه رو ساخته و در این میان

 همچنین لقب نابغه خردسال را نیز به خود گرفته است. در این برنامه

 تلویزیونی وقتی مجری برنامه از او می‌پرسد که آیا او قادر به فهم کتاب‌های

 شکسپیر در سن چهار سالگی بوده است؟ جواب او مثبت بوده میگوید

 ” بله آن را کاملا میفهمیدم به همین منظور همیشه میخواندمش”


این پسر خردسال سالها پیش از دهکده‌ای دور افتاده در هند سر برآورده

و ویدئویی قدیمی او را درحال انجام یک عملیات جراحی خطرناک بر روی

انگشتان به هم چسبیدهء یه دختر کوچک بر اثر سوختگی نشان میدهد

و این عمل جراحی سر خط اخبار روز در سراسر جهان را در آن زمان به خود

اختصاص داد چرا که این عمل توسط پسر بچه‌ای هفت ساله به نام اکریت

جاسوال تبعهء دهکده “هیماچال پرادش” در هند انجام شده بود.


در حال حاضر، اکریت ۱۳ ساله بوده و آی کیوی او ۱۴۶ میباشد که باهوشترین

 فرد در رده سنی خود بر روی کره زمین محسوب میشود آن هم در کشوری

 که بیش از یک بیلیون جمعیت دارد. در حقیقت این آی کیو میانگین آی کیوی

 دانشمند بزرگ آلبرت انیشتین را نیز زیر پا گذاشته است . والدین “اکریت”

میگویند حتی قبل از اینکه او زبان به سخت گفتن و تکلم بگشاید آنها بر اساس

 رفتارهایش حس میکردند که قدرت خاصی در او نهفته است.


“راکشا”، مادر “اکریت” میگوید که یادگیری او بسیار سریع بود، بطوریکه در سن

دو سالگی، وقتی یادگیری حروف الفبا در مدت زمان کمی پایان یافت ما سعی

 در آموزش وصل کردن حروف و ساخت کلمه و جمله نمودیم که متوجه شدیم

 او همزمان به نوشتن نیز روی آورده است. هنگامی که او در کلاس دوم بود

 تمامی امتحانات مربوط به کلاس پنجم را به آسانی و بطور کامل پاسخ میگفت

 و با گذشت زمان وقتی مادرش متوجه میشود که در سن خاصی او قادر به

 جوابگویی سوالات تکینیکی مقطع لیسانس دانشگاهی میباشد دیگر به طور

قطع باورش شده بود که نبوغ خاصی در پسرش وجود دارد و در آن زمان بود

که تمامی شکهایش به بقین بدل گشت.


در سنی که تمام کودکان حروف الفبا را می آموزند “اکریت” کتابهای شکسپیر

مطالعه میکرد و در سن پنج سالگی کتابهای طبی جمع آوری کرده و کتابخانه

کوچکی فراهم آورده بود و یک سال بعد او برای آموزش و مدارک رسمی در

 مدرسه ثبت نام کرد و همزمان به تدریس انگلیسی و ریاضیات به دیگران پرداخت.


“اکریت” در سنین خردسالی علاقه شدیدی به مبحث علوم و کالبد شکافی در

 سر میپروراند. دکترهای محلی متوجه علایق او شده به او اجازه میدادند تا در

 سن ۶ سالگی شاهد انجام عملیات جراحی در بیمارستان باشد. و با اینکار

او بیشتر تشویق به ادامه در این زمینه شده و در تمام زمینه های مرتبط به

موضوع تا جایی که در توانش بود مطالعه مینمود. هنگامی که خانواده ای

فقیر از استعداد ذاتی او خبردار شدند از او خواستند تا عملی را بر روی دختر

 خرد سالشان بطور مجانی انجام دهد که این عمل به موفقیت کامل به دست

 او به پایان رسید.


بعد از اتمام آن عمل “اکریت” به نابغه طبابت در هندوستان شهرت یافت و

گاه و بیگاه همسایه و آشنا و غریبه برای مداوا و مشاوره به او مراجعه میکردند.

در سن ۱۱ سالگی “اکریت” به خاطر نبوغ خود، در “دانشگاه پنجاب” پذیرفته

 شد و بدین ترتیب او عنوان جوانترین دانشجوی دانشگاه‌های هندوستان

را نیز به خود اختصاص داد. در پایان همان سال برای مشارکت و مشاوره در

مسائل تحقیقاتی پزشکی به همکاری دانشمندان و علمای برجسته به

دانشگاه سلطنتی انگلستان در لندن از او دعوت به عمل آمد.


“اکریت” میگوید که او میلیونها نظریه در زمینه طبابت در سر دارد ولی در

حال حاضر او تمام هوش و حواس خود را بر روی یافتن راهی برای مبارزه با

 سرطان متمرکز ساخته است. او خاطر نشان کرد که در حال کار بر روی راه کاری

 به نام ” oral gene therapy” بر اساس نظریات و تثوریهای حاصل از ذهن خلاق

 خود میباشد و خود را تماما وقف کار بر روی این مکانیزم نموده است.


“اکریت” خاطره‌های دردناکی از مردمانی که مبتلا به سرطان بوده و بر اثر فقر در

 گوشه و کنار خیابان جان میباختند و برای آنها جایی در بیمارستان نبوده و توان

 مالی دوا و درمان را نیز نداشته اند در سر دارد و حالا او میخواد تا نبوغش را در

 راه کاهش رنج و عذاب آنها به کار گیرد. او در این رابطه میگوید “من از این ماجرا

 بسیار رنج میبرم و شاید بتوان گفت مشوق اصلی برای علاقه شدید من برای

طبابت و مخصوصا سرطان همین خاطرات تلخ باشد”.


هر چند که تمام تلاش “اکریت” برای پرداخت قیمتی سنگین در ازای مهر و عاطفه

 خانواده اش میباشد، چرا که پدرش پشتیبانی عاطفی خانواده که در این سنین

 لازمه زندگی برای یک کودک هم سن و سال اوست از او دریغ داشته و به او

گفته شده تا زمانی که درمانی برای سرطان نیافته حق باز گشت به خانه و سرزمین

 خود را ندارد و باید در غربت به سر کند و با تمام بچگی و افکار و نیازهای کودکانه

 “اکریت” قربانی والدینش برای تحمل دوری او را درک کرده و تمام سعی و تلاش

 خود را به کار گرفته و به خود اطمینان دارد که این فداکاری آنها را که برای سختکوش

 بار آمدن او انجام میدهند بی نتیجه نخواهد گذاشت و با اینکه از خانواده ای فقیر

 بوده امیدهای گرانقیمتی برای رسیدن به هدفش در دل می‌پروراند.


در حال حاضر “اکریت” بطور همزمان در رشته‌های گیاه شناسی، جانور شناسی

 و شیمی در مقطع لیسانس درحال تحصیل است و او امیدوار است تا روزی

 در دانشگاه “هاروارد” به ادامه تحصیل پرداخته و به اخذ مدارک و همچنان دانش

 بالاتر دست یابد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 9:52  توسط maral&somaye  | 

سیاه خان

((ماجرای زندگی یک ایرانی عجیب الخلقه !))

 

آقاى سیاه خان که گاه سیاه خان بوشهرى نامیده مى شود، از انسان هاى عجیب

 در دنیا است که تا به حال در جهان همانند و مشابهى با شرایط جسمى او پیدا

نشده است.

در استان فارس - ۵۰ کیلومترى جنوب شیراز به نام زرقان در روستایى به نام لپوئى

 خانواده اى کشاورز زندگى مى کرد.

فرزند سوم آنها ۱۲۹۱ شمسى (۱۹۱۲ میلادى) با زایمان طبیعى به دنیا آمد.
 دو فرزند قبلى خانواده مشکلى نداشتند و رشد طفل سوم نیز تا ۶ سالگى به نظر
 خانواده طبیعى بود. اما این بچه از ۶ سالگى به بعد به طور ناگهانى و سریع دچار
 رشد بدنى شد به طورى که در ۹ سالگى ۲۰ ساله به نظر مى رسید.
www.rikhtopash.com

در این زمان خانواده کودک عجیب به دلیل فقر شدید خانوادگى و غیر عادى
 بودن وضع طفل و مشکل بودن نگهدارى و تغذیه او به ناچار از روستاى لپوئى
 به شیراز تغییر مکان دادند. آنها در شیراز چند سال در محلى در نزدیکى
 دروازه اصفهان به طرف فلکه ولیعصر کنونى در محله اى به نام درشکه خانه
 که روزها و شبها محل توقف درشکه ها بود، زندگى مى کردند.

روزها در کنار خیابان و پیاده رو، کنار جوى آب و زیر سایه درختان و ساختمان
 ها او را روى تکه پارچه اى مى نشاندند و مردم و رهگذران به صورت سیرک
 یا نمایش به دیدن هیکل و قیافه وحشتناک او مى آمدند و گاه بعضى
 تماشاچیان به او کمک هاى مادى مختصرى به صورت صدقه مى کردند.
 بعضى از بچه ها به او سنگ مى زدند و فریاد او بلند مى شد ولى
 امکان و توان برخاستن و دفاع یا تلافى نداشت. گاه بچه هاى کوچک و زن ها
 از مشاهده چهره و هیکل عجیب
 و ترسناک او از وحشت جیغ زده و گریه مى کردند. شهرت این غول
عجیب الخلقه و کریه به تدریج به شهرستان هاى دیگر فارس رسید و از نقاط
 دوردست به دیدن این به قول بعضى در آن زمان «انسان جن زده»
مى آمدند. خانواده وى براى درمان او از داروهاى گیاهى مختلف، بخورها، ادعیه،
 جادو، اوراد رفع جن و شربت هاى طلسم شکن استفاده مى کردند. به تدریج
عده اى افراد زرنگ و فرصت طلب با موافقت خانواده وى به صورت اکیپ دور او را
 گرفته و ابتدا از هر تماشاچى پول مى گرفتند و بعد اجازه نزدیک شدن و
مشاهده این فرد غول مانند را مى دادند و بدینوسیله ممر معاشى براى
خانواده و دیگران بود. در سال ۱۳۰۱ شمسى آقاى دکتر قربان، بنیانگذار و
اولین رئیس دانشکده پزشکى شیراز سیاه خان را مى بیند و از آن پس
 مرتب به دیدن او مى رود و علاوه بر کمکهاى مالى مکرر برایش دارو و غذا مى برد.
 گاه با درشکه و با زحمت او را به دانشگاه پزشکى مى آوردند و دکتر قربان
 به علت مشکلات پیاده و سوار کردن سیاه خان، خود در داخل درشکه او را
معاینه و درمان هاى لازم را تجویز مى کرد. به دستور دکتر قربان به علت مشکل
 بودن زندگى در کوچه و منزل وى را در بیمارستان سعدى شیراز متعلق به
 دانشکده پزشکى بسترى مى کنند.


سیاه خان تا پایان زندگى اش در بیمارستان به سر مى برد. این هیولاى خوفناک
 با قدى به طول ۲۵۹ سانتى متر و هیکلى با وزن ۲۵۰ کیلوگرم به زندگى پررنج
 خود ادامه داد. دکتر قربان به علت نادر بودن این فرد در جهان و شرایط بسیار
عجیب او خیلى به او علاقه مند شده بود و در آن زمان به پزشکان و دانشجویان
 مى گفت «سیاه خان در عالم پزشکى گوهر شب چراغى است» وزن جمجمه
 او که ۷‎/۵ کیلوگرم بود، تحمل این سر بزرگ و ترسناک را روى گردن سیاه خان
مشکل مى کرد. به علت وزن فوق سنگین بدن و طول زیاد قد و ناهنجارى شدید
 مهره ها و گردن و کمر قادر به سرپا ایستادن نبود و براى این کار احتیاج به
کمک حداقل ۴-۳ نفر قوى هیکل داشت. همه مهره ها به همدیگر جوش خورده
و یک ستون یک پارچه شده بودند لذا ستون مهره ها قادر به حرکت و چرخش به
 اطراف و یا خم شدن به هیچ سویى نبود. رشد عضلانى و اندام نرم به نسبت
اسکلت استخوانى عجیب الخلقه ضعیف تر بود، لذا کلاً به نسبت لاغر به نظر
 مى رسید و اگر وزن اندام نرم او به تناسب قد او بود، مسلماً وزن کلى بدنش به
مراتب زیادتر از ۲۵۰ کیلوگرم مى بود. چهره او با برجستگى هاى عجیب استخوانى
 و فیگور خارق العاده خود حتى براى افراد بزرگسال نیز ترسناک و دلهره آور بود.

پیشانى او با رشد شدید و ضخیم استخوانى به طرف جلو به صورت دیواره متراکم
 افقى پیش آمده و سپس رشد خود را با همان ضخامت به طرف پایین و جلو ادامه
 داده و یک دیواره سخت ستبر استخوانى جلو چشمهاى او را از جلو و اطراف تا روى
 لب بالا پوشانده بود. طورى که از طرف جلو قادر به دیدن فضا و منظره جلو خود نبود
 و فقط قادر به دیدن جلو انگشتان پاى خود روى زمین بود. میدان دید او به علت وجود
این دیواره کلفت استخوانى در جلو و پایین و دو طرف پیشانى در دو طرف چپ و راست
 نیز از بین رفته و قادر به دیدن محیط اطراف و پهلوهاى چپ و راست نبود. فک پایین به
 صورت تیغه کلفت استخوانى به طرف پایین و جلو پیشرفت کرده و چندین سانتى متر رو
 به جلو آمده است. استخوان پشت سر او نیز به طرف عقب و اطراف رشد و پیشروى کرده
و با جوش خوردن به مهره هاى بالاى گردن دیواره سخت سایه بان مانند استخوانى به روى
 گردن و کمى در اطراف روى شانه ها به وجود آورده بود. کتف ها و شانه ها مشابه دو تا
 باله پهن استخوانى ضخیم ماهى از چپ و راست و کمى هم به جلو پیشرفتگى پیدا کرده بود.

کف پاها کاملاً صاف و به علت کف بسیار پهن و دراز پاها موقع راه رفتن تلپ تلپ
 کف پا به زمین کوفته مى شد. حالات و اخلاق و روحیات او شبیه بچه ها بود.
فردى عقب مانده و کم هوش بود. گاه حالات شدید امیال جنسى بدون کنترل
و خجالت داشت. اشتهاى او به غذا در حد ۴-۳ نفر انسان سالم پراشتها بود.
 قواره هیکل او خیلى عجیب و وحشتناک بود. به علت عمل استخوان سازى شدید
 در ستون مهره ها کلیه مهره ها از بالا تا پایین به صورت یک چوب خشک و یک تکه
 استخوان سخت در آمده بود و به هیچ وجه امکان حرکت ستون مهره ها به اطراف
 و چرخش یا خمیده شدن مهره به جهت هاى مختلف وجود نداشت این ستون یک
 پارچه مهره ها از بالا به طور کامل به گردن و جمجمه به طور فیکس جوش خورده
 بود و موجب شده بود گردن و سر و چهره هیچگونه حرکت و تکان و خمیدگى و
 چرخش را به هیچ طرفى نداشته باشد و در واقع تمام بدن به جز دستها و پاها
 به صورت یک قطعه استخوانى یک پارچه جوش خورده درآید درست شبیه
 رباط آهنى. دیواره جمجمه از تمام اطراف رو به داخل محفظه جمجمه و نیز رو به
فضاى بیرون شدیداً رشد کرده و ضخیم شده بود و به علت این رشد جمجمه به
طرف محفظه داخلى خود و کم شدن پیشرونده فضاى داخلى جمجمه نتیجتاً مغز
و محتویات داخل جمجمه از همه طرف تحت فشار شدید و دائمى دیواره فولادین قرار
گرفته و موجب بروز مشکلاتى مثل عقب ماندگى، بیمارى هاى روانى و عصبى،
تحریکات شدید طغیان دار جنسى، بى حوصلگى، عصبانیت، گریه و اشتهاى سیرى
 ناپذیر به غذا شده بود. سیاه خان سالها از بیمارى مقاربتى و جلدى و ریوى رنج
مى برد. در موارد عصبانیت مثل بچه هاى کوچک گریه مى کرد، فریاد مى کشید،
ناسزا مى گفت و گاه صداى گریه او نازک و بچه گانه مى شد.

حجم جمجمه وى ۱۴۷۰ سانتى متر مکعب بود. طول دست او ۱۱۷ سانتى متر
و طول پاى او ۱۲۵ سانتى متر بود. به علت حجیم و سنگین بودن جمجمه و گردن
 و سنگین بودن هیکل او و فشار دائم این وزن زیاد روى ستون فقرات ستون مهره ها
 در ناحیه سینه و پشت به طرف عقب و کمى به سمت راست قوز برداشته بود.
اگر این قوز وجود نداشت، قد کامل او بیش از ۲۵۹ سانتى متر فعلى مى بود.

این غول عجیب الخلقه و هیولاى روى زمین به علت ذات الریه و سپسیس فوت مى کند
. دکتر قربان نه تنها به این غول که در دنیا مشابه نداشت در دوره حیاتش علاقه شدیدى
 داشت بلکه بعد از مرگ او نیز او را دوست داشت و تأکید مى کرد اسکلت کامل
استخوانى او را به صورت سالم و یکپارچه براى مشاهده، مطالعه و پژوهش پزشکان
 و دانشجویان درمحلى در اختیار آنان قرار دهد ولى جو فرهنگ مردم در آن زمان
 به ویژه جامعه روستایى و اعتقادات و باورهاى آنان مانعى بزرگ براى دخالت و تغییرات
 و یا تصاحب جسد سیاه خان مى شد.

لذا دکتر قربان با ترفند مدبرانه و تحت عنوان تقبل مراسم دفن او و تعهد کلیه هزینه
وتشریفات حمل و نقل و غسل و کفن او از طرف دانشکده پزشکى و حتى براى
آرامش فامیل او تا حدى بزرگداشت و احترام مرحوم ، جسد او را براى چندسال در
محلى مخفى و ناشناخته که حتى خیلى از پرسنل در دانشکده و اطرافیان دکتر قربان
و هیچیک از خانواده مرحوم سیاه خان اطلاع نداشتند، نگهدارى کرده و بعد از عودت
فامیل او به روستاى خود و پس از اینکه آبها از آسیاب ریخته شد و تا حدودى خاطره او
به فراموشى سپرده شد، و دیگر پیگیرى و ادعایى وجود نداشت،

بعداز چندسال جسد او را بیرون آورده و به بخش آناتومى دانشکده پزشکى
 (در محلى محفوظ و محرمانه) برد و طى عملیات پزشکى و بهداشتى و ضدعفونى
 کلیه نسوج نرم بیرون و اندرون بدن را حذف و پاک و خارج کرده و اسکلت استخوانى
یک پارچه وسالم و کامل او را پس از پروسس هاى علمى آماده کرده و در یک
اتاقک شیشه اى محفوظ و محکم و بدون دسترس لمس به آن در معرض مشاهده
 همگانى در سالن ورودى دانشکده پزشکى شیراز در بالاى پله هاى ورودى قرار داد.
 هم اکنون هیولاى غول آساى وحشتناک دراین محل در جلو چشم همه بازدیدکنندگان
 و پژوهشگران با احترام سرپا ایستاده است و همه افراد مى توانند با او ملاقات کنند
 و از عجایب خلقت خدا بازدید کنند. او دیگر درد و رنجى ندارد و راحت و محکم با
چهره کریه و ترسناک خود با قامت راست ایستاده است. 
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 21:1  توسط maral&somaye  | 

ماهی های بال دار

         ((ماهیهایی که پرواز می کنند!))

 

دیوید آتنبرو مستندساز مشهور انگلیسی در مجموعه حیات خود نمونه هایی

از عجیبترین گونه های جانداران در جهان را به همراه محل زندگی آنها معرفی

کرده که پرنده ماهی از جمله این گونه ها به شمار می رود.

ماهی

مهر: یکی از رویایی ترین این جانداران پرنده ماهی ها هستند که قادرند

مسافتی برابر 50 متر را بر فراز آب دریا پرواز کنند، این ویژگی منحصر به فرد

 که هیچ ارتباطی با گونه آبزیان ندارد به این ماهی های کوچک کمک می کند

 به راحتی از تهدید شکارچیان خود بگریزند.

 

این جانداران در مناطق گرمسیری زندگی می کنند و آخرین رکوردی که از

مدت پرواز این ماهی های زیبا به ثبت رسیده 45 ثانیه پرواز در خارج از سطح

آب بوده است.

 

گونه دیگر از عجایب جهان ماهی گل خورک است که آبشش خود را به گونه ای

 با دو محیط انطباق داده است که در هنگام خروج از آب مقادیری آب را در آن

نگهداری کند.

 

 همچنین باله های این ماهی نیز به گونه ای تکامل یافته که در خشکی و در

محیطهای گل آلود ماهی از آن به عنوان پا برای راه رفتن استفاده می کند. این

ماهی ها می توانند با کمک پاهای خود و به منظور جلب توجه به هوا بپرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 21:0  توسط maral&somaye  | 

عجیب ترین ماهی دنیا

((اکسولوتل عجيب ترين ماهي دنيا که مي خندد و دست و پا دارد))

 

اکسولوتل( Axolotl ) مخلوق کوچک و ناشناخته که محبوبیت زیادی بعنوان

یک حیوان خانگی دارد. این حیوان به “ماهی راه رونده مکزیکی” مشهور

 است، اکسولوتل همانند قورباغه و وزغ واقعا دوزیست است. معمولا تولید مثل

 دوزیستان با تولید تخم و تبدیل تخم به لارو و بعد بالغ شدن همراه است

درحالی که اکسولوتل در تمامی عمرش لارو باقی میماند و اگر رشد کند

 بالغ نمی شود. اکسولوتل خویشاوندی نزدیکی با سمندر مکزیکی دارد،

 سمندر در جزیره زندگی میکند اما اکسولوتل کاملا وابسته به آب

 می باشد. هر دو آنها دارای شش میباشند اما تنفس اصلی آنها بیشتر

 از آبشش است که در طول بدن و در میان پوستشان قرار دارد.  اکسولوتل

 فقط هر دو یا سه روز یکبار نیاز به غذا دارد. غذای آنها تشکیل شده از بچه

 قورباغه(لارو قورباغه)، حشره نرم، کرم و ماهیان کوچک همچنین گوشت

 خام چرخ کرده را نیز میتوانند بخورند.

آکواریومی که شامل اکسولوتل باشد باید حداقل 15 تا 20 سانتیمتر عمق

 و بین 14 تا 20 درجه سانتیگراد دما داشته باشد. هیچ ماهی دیگری نباید

 در آکواریوم باشد چون ازطرف اکسولوتل مورد حمله قرار گرفته، خورده

یا زخمی میشود، همچنین اگر تعداد زیادی اکسولوتل در تانک باشد حتما

با هم درگیر میشوند.

خوش شانس! اگر شما یک اکسولوتل دارید که پایش را از دست داده

است نگران نباشید چون دوباره پایش رشد میکند!

اکسولوتل در ترمیم اعضاء بدنش در بین مخلوقات معروف است، آنها

میتوانند قسمتهای آسیب دیده بدنشان را احیا کنند یا در صورت قطع

شدن آن اعضاء دوباره آنرا اضافه کنند. دم، پوست و هر عضو عمده بدنشان

 مثل قلب، جکر و کلیه قابل ترمیم یا اضافه شدن است.

اکسولوتل بیشتر طوسی و قهوه ای است ولی به رنگهای طلایی آلبینو

(طلایی شفاف) ، سفید شفاف، سیاه شفاف و خالدار نیز یافت می شود.

اکسولوتل میتواند بین 20 تا 40 سانتیمتر رشد کرده همچنین بین 10 تا 15

 سال عمر کند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 20:57  توسط maral&somaye  | 

عجایب آب

((عجایب آب ))

سالانه در رودخانه های جهان حدود ۴۰ هزارکیلومتر مکعب آب جریان می یابد

و این رقمی است که طی قرن بیستم حدود ۳ در صد افزایش داشته است. تاکنون

اکثر محققین این تقصیر را بر گردن تغییرات آب و هوا انداخته اند.

اما جدنی می گوید که اگر به کل سطح سیاره زمین نظر افکنیم متوجه می شویم

 که تغییرات آب و هوا احتمالاً باعث کاهش بارندگی نیز شده باشد که این با

تئوری بالا همخوانی ندارد.

ایشان برای آنکه به یک چنین نتیجه ای دست یابند، چهار تئوری را برای توجیه

 افزایش جریان رودخانه ها مد نظر قرار دادند. برای هر یک از این تئوری ها،

جدنی پیشگویی های هر تئوری را به کمک مدل های ارائه شده در مرکز هادلی

با روند تغییرات واقعی مقایسه کرده اند.

او این مقایسه را در دو سطح جهانی و منطقه ای انجام داده است.

چهار تئوری افزایش آب رودخانه ها به قرار زیر است:

  • تغییرات اخیر در میزان بارندگی علت این موضوع است.
  •  تغییر در کاربری زمین باعث این بحث شده است.
  •  ذرات گرد و غبار ناشی از فعالیت های انسان ها باعث کاهش قدرت
  • نور خورشید شده و از میزان تبخیر می کاهد.
  • بهتر انجام شدن فتوسنتز ناشی از افزایش دی اکسید کربن در هوا علت
  •  موضوع بوده است.

 تاثیر دوگانه

جدنی در مصاحبه خود اظهار داشته است که «تغییرات آب و هوا به خودی خود

 باعث کاهش مقداری از روان آب ها خواهد شد ولی تاثیر دی اکسیدکربن روی

گیاهان باعث افزایش حدود ۵ درصدی روان آب ها می شود.» حال اگر این دو

موضوع را با یکدیگر ترکیب کنیم می توان افزایش حدود ۳ درصدی را مشاهده

کرد که این با الگوهای منطقه ای همخوانی دارد. پیتر کاکس از مرکز اکولوژی و

 هیدرولوژی وینفریت انگلستان می گوید که « این برای اولین بار است که اثر دی

اکسیدکربن بر روی گیاهان در مقیاس های بزرگ مورد بررسی قرار می گیرد.»

دامون ماتیوز از دانشگاه کلگری کانادا نیز اشاره داشته است که ممکن است عوامل

دیگری نیز در تغییر دبی رودخانه ها موثر بوده باشند. اما او نیز موافق است که از

 بین تئوری های مهم تاکنون به نظر می رسد که تغییر در فتوسنتز با واقعیت همخوانی

 بیشتری داشته است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 20:32  توسط maral&somaye  | 

عجایب جهان اسلام

       ((عجایب خلقت و شگفتیهای جهان اسلام))

ajayeb-eslam.jpg

 

 

ajayeb-eslam (1).jpg

 

 

ajayeb-eslam (2).jpg

 

 

ajayeb-eslam (3).jpg

 

 

ajayeb-eslam (4).jpg

 

ajayeb-eslam (5).jpg

 

ajayeb-eslam (6).jpg

عجایبی را که برایتان در اینجا نشان داده ایم همه از نشانه های

 خداوند متعال است ما فقط برای پرستش خداوند آفریده شده ایم

 و فقط باید به این نشانه های الهی نگاه کرد ودر آیات خداوند تفکر کرد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 13:47  توسط maral&somaye  | 

عجایب طبیعت

 

                   ((عجایب طبیعت))

 

 تو می توانی عجایب طبیعت را با چشم سر ببینی ولی برای درک 

 آن بایدآن را با چشم دل  ببینی. 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 13:20  توسط maral&somaye  | 

موجودات عجیب

                      

                         ((عجایب خلقت...))  


 
حیواناتی که دارای دوسرهستند:

این بزی است که هر وقت می خواهد غذا بخورد نمی داند که با کدام

دهان آن را بخورد.(ما نظر بهتری داریم با هر دو)این حیوان همان طور

 که خودتان می دانید از فلان شهر،فلان کشور و فلان جا آمده است.

اینم هیچ فرقی با بالایی ندارد البته این یه لاک پشته ولی اون یه بزه

(آهااااااااا یه فرق دیگه هم داره این یکی یکم از سطح زمین بالا تره)

تا حالا آدمی به کپلی این دیدی اگر ندیدی حالا ببین.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 13:20  توسط maral&somaye  |